قسم به قلم و آنچه می نویسد.

شاید فرهنگی ترین جمله قرآن همین باشد. چه بزرگ است قلم. و چه اجر، قرب، عظمت و صلابتی دارد آن کس که این مقبول الهی در دستانش به حرکت در می‌آید. مگر غیر از مسیر عشق و عاشقی، کسی می تواند چنین عظمتی بیافریند. آن که عشق می ورزد و دیده را به خوب دیدن پرورش می دهد و باب ملامت را از کجی های دهر بر خود و بر جامعه خویش می بندد. چرا که بر هوشمند بودن هستی و کائنات باور دارد و جز راه حق نپوید و جز راستی و درستی هیچ مگوید.

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافریست رنجیدن

از یک سوی؛ چه زبونند آنان که این قسم خورده الهی را بر نمی تابند و قلم در دست صاحبان آن می شکنند. مگر نه این است که پروردگار عالم بر قلم سوگند می خورد. چگونه این جماعت دون ارج و منزلتش را برنمی تابند و از قهر و عذاب دادار بر چیزی که بر آن قسم یاد کرده واهمه ندارند!؟

و از دیگر سوی؛ بدا به حال آنان که قداست قلم را بر نتابیده و خدای قلم را در نیافتند و از بهر جیفه روزگار و غم نان، به جای کرنش به خدای قلم، به هر چیز سست تشبّث می جویند و با کج مداری و کج اندیشی، حرمت قلم را پاس نمی دارند و بدون اندیشه به جایگاه قلم و اندیشه، هر چه بتوانند می نویسند و می گویند.

و نهایتا چه روزگار تلخی را در غربت و بی تدبیری بزرگان قوم می گذرانند در ایام بیماری کرونا.  نیک می دانند و می دانیم، نخستین عضو موثر و مفید اجتماع که متاثر از  بیماری کرونا شدند، خبرنگاران و رسانه ها هستند.

در هر حال؛ روزتان مبارک و روزگارتان به کام. هر چند کسی برایتان فرش قرمز پهن نمی‌کند!

فرهاد خوانساری