اینجا سبزه‌میدان قزوین است و این هم بخشی از خاطره شهر که تنها گناهش دوره ساختش است. همان گناهی که در طول تاریخ، از تخت‌جمشید تا ایوان‌ مدائن و از مسجد بخارا تا تکیه‌ دولت را هم گرفتار کرد. این بنا هم اسیر تفکر موریانه‌ای شده است. تفکر موریانه‌ای، به جای «حل»، منحل می‌کند. به جای درک، به مدرک بها می‌دهد و به جای توضیح، توجیه می‌کند.

تفکر موریانه‌ای، علاقه مفرطی به جویدن پایه‌ها دارد. می‌جود، می‌بلعد و بعد نگاه می‌کند که بفهمد چه کرده. تفکر موریانه‌ای همه نفرتش از پایه، به‌خاطر بی‌پایه بودنش است. تفکر موریانه‌ای، از پاسخ، گریزان است و شعاع دیدش، اندازه حجم اندامش است.

تفکر موریانه‌ای، سریع گسترش می‌یابد و ساعت زمانی‌اش در تاریکی تنظیم می‌شود. تفکر موریانه‌ای اصلا تفکر نیست، خود نکبت است، ویرانی اطوکشیده‌ی پشت تریبون است که روزها قشنگ بلدست « وطن، وطن» کند و شبها کلنگ را بدهد دست کسی و با انگشت اشاره خاطره و‌ تاریخ و گذشته و حالِ این‌وطن‌ را نشانی دهد.

 

استان قزوین- بین نیوز- سید مرتضی نصری

  • نویسنده : سهند ایرانمهر