مسکن؛ پناهگاهِ ترس در برابر نوسانات
در اقتصاد ایران، مسکن برخلاف کشورهای توسعهیافته، تنها یک نیاز برای اسکان نیست. در کشوری که با نوسانات شدید ارز و تورم دستوپنجه نرم میکند، مردم بهدنبال «امنترین سنگر» میگردند. وقتی «سایه جنگ» بر افق کشور سنگینی میکند، ترس از فروپاشی ارزش پول، سرمایهگذاران و حتی خانوارها را به سمت خرید داراییهای سخت (Hard Assets) سوق میدهد.
در این لحظات، مسکن از یک کالای مصرفی به یک «سرمایهی تدافعی» تبدیل میشود. این یعنی مردم نه برای «زندگی کردن»، بلکه برای «جان سالم به در بردن از تورم» خانه میخرند. نتیجه؟ انفجار قیمتها بدون اینکه تولید مسکن یا عرضه واقعی افزایش یافته باشد.
بازیگران پشتپرده: چه کسانی از دودِ تنش سود میبرند؟
باید پرسید این فضای نااطمینانی را چه کسانی تغذیه میکنند؟ تحلیلها نشان میدهد که زنجیرهای از بازیگران، چه در داخل و چه در خارج، از استمرار این وضعیت نفع میبرند:
- قدرتهای خارجی و فروشندگان سلاح: برای کشورهای جنگطلبی مثل آمریکا و اسرائیل غاصب، ثبات در منطقه به معنای از دست رفتن بازار فروش تسلیحات و نفوذ ژئوپلیتیک وطرح توسعه سرزمینی است. آنها ترجیح میدهند بحران را در سطح «کنترلشده» نگه دارند تا بتوانند از همین آب گلآلود، ماهیهای خود را صید کنند.
- برخی کشورهای نااهل منطقه؛ برخی کشورهای منطقه، در سایهی ناامنی و آشوبهای تحمیلی و بعضاً خودخواسته، رشد و توسعهی اقتصادی بسیار چشمگیری داشتهاند. لذا؛ بر اساس یک تحلیل غلط، یک ایران با ثبات و امن، مخل تداوم رشد و توسعهی ایشان بهشمار میرود. بنابراین؛ مستقیم و غیر مستقیم، با کشورهای متخاصم در تعامل هستند.
همچنین؛ نگاه برخی دیگر از سران کشورهای منطقه به ابرقدرتهایی مثل آمریکا، از دید «ژاندارم منطقه» و سپر بلا در برابر قدرتهای بالقوه است. حال آنکه؛ تحولات سه ماه اخیر نشان داد امثال آمریکا، خیلی نقش بازدارندهای برای این کشورها در مقابل تهدیدات نداشته است.
- واسطهها و سوداگران رانت: در اقتصاد بحران، شفافیت از بین میرود. در سایهی جنگ و تحریم، شبکههای واسطهگری و دلالی که از نوسانات ارزی و عدم قطعیت سود میبرند، فعالتر میشوند. آنها از ترس مردم برای حفظ ارزش پول، با قیمتهای کاذب، بازار را به سمت سوداگری سوق میدهند.
- همراستایی تندروها با منافع متخاصمان: یکی از تلخترین واقعیتها، همافزایی غیرمستقیم میان برخی جریانهای تندرو داخلی و سیاستهای کشورهای متخاصم است. تندروهایی که با شعارهای جنگطلبانه و حذف هرگونه گفتمان تنشزدایی، فضای عمومی را به سمت «بسیج دائمی» میبرند، ناخواسته همان فضایی را ایجاد میکنند که کشورهای متخاصم برای تخریب ثبات اقتصادی ایران به دنبال آن هستند. هر چه فضای امنیتی متشنجتر باشد، فرصت برای تصمیمگیری عقلانی اقتصادی کمتر خواهد بود.
از «حق مسکن» تا «اجارهنشینی اجباری»
پیامدهای این وضعیت فراتر از اعداد و ارقام اقتصادی است؛ این یک فاجعهی اجتماعی است. وقتی سایهی جنگ، قیمتها را از منطق عرضه و تقاضا خارج میکند، اتفاقات زیر رخ میدهد:
- فرار از تولید به سمت سوداگری: سازندگان به جای تمرکز بر پروژههای بلندمدت و استاندارد، به دنبال بازارهای سریع و سودهای لحظهای در شرایط بحرانی هستند.
- شکاف طبقاتی عمیقتر: مسکن برای طبقهی متوسط و پایین به یک رویا تبدیل میشود. در حالی که ثروتمندان با خرید زمین و املاک، از تورم ناشی از تنشها پیشی میگیرند، جوانان در چرخهی بیانتهای «اجارهنشینی اجباری» گرفتار میشوند.
- تخریب آینده: وقتی هزینهی مسکن با جهشهای ناگهانی ناشی از اخبار سیاسی بالا میرود، نه تنها ازدواج و فرزندآوری، بلکه کل ساختار اجتماعی جامعه تحت فشار قرار میگیرد.
نتیجهگیری: صلح، یک ضرورت اقتصادی است
ما باید از این نگاه سنتی فراتر برویم که «امنیت نظامی» و «امنیت اقتصادی» را دو مسیر جداگانه بدانیم. در دنیای امروز، بدون امنیت اقتصادی، امنیت نظامی معنایی ندارد و بدون امنیت سیاسی، ثبات اقتصادی غیرممکن است.
جنگطلبی و تداوم سایهی تهدید، تنها دشمن مرزها نیست؛ بلکه دشمن جیب مردم، دشمن خانهی جوانان و دشمن آیندهی ساختاری ایران است. برای بازگرداندن ثبات به بازار مسکن و نجات قدرت خرید ملت، اولین قدم، بازگشت به «عقلانیت دیپلماتیک» و عبور از گفتمانهای تنشزا است. ما برای داشتن خانهای آرام، ابتدا به یک فضای سیاسی آرام نیاز داریم.
- نویسنده : فرهاد خوانساری. کارشناس امور رسانه و مدیریت ساخته





Sunday, 12 July , 2026