بیایید به روش روز دنیا با چند سؤال، چند گام به عقب برداریم تا بتوانیم ریشه مشکلات و مقصران اصلی را شناسایی کنیم.

سؤال: چرا ساختمان متروپل فرو ریخت؟

پاسخ: چون ضوابط ساخت رعایت نشده بود و ساختمان حداقل سه طبقه جِرم گذاری اضافه داشت.

سؤال: در حالی که ضوابط ساخت رعایت نشده بود، چرا شهرداری از ساخت و بهره برداری پروژه ممانعت نکرد؟

پاسخ: زیرا به جز تخلفات فردی که قطعاً صورت گرفته، شهرداری های کشور نیاز مالی هم دارند و باید یه یک نوعی کسب درآمد نمایند. این کسب درآمد، گاهی شمشیر برنده قانون را کند می کند.

سؤال: چرا شهرداری های کشور علی رغم ظرفیت های فراوان، همواره با مشکلات مالی مواجه هستند؟

پاسخ: زیرا دانش مدیریت شهری در مدیریت شهرهای کشور کمتر مورد استفاده قرار می گیرد. در نتیجه، برای جذب درآمد، ساده ترین و پر حاشیه ترین روش را انتخاب می کنند.

سؤال: چرا دانش روز مدیریت در اداره دستگاه های متولی مدیریت شهری کشور مغفول مانده است؟

پاسخ: چون علی رغم تأکیدات فراوان، اصولاً اعتقادی به مدیریت دانش بنیان در کشور، به ویژه در حوزه مدیریت شهری وجود ندارد.

سؤال: در رأس مدیریت شهری چه دستگاه هایی قرار دارند و سیاستگذاران اصلی چه کسانی هستند؟

پاسخ: وزارت کشور و دقیقاً معاونت عمرانی وزارتخانه و سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور، استانداری ها و در مقیاس محلی، شوراهای اسلامی شهر و شهرداری‌ها. حال چقدر این مجموعه ها از بدنه کارشناسی غنی هستند، خود به یک مبحث و بررسی مستقل نیاز دارد.

تجزیه و تحلیل:

به استناد گام های فوق، اگر بخواهیم خیلی صادقانه و صریح صحبت کنیم باید بگوئیم وزیر فعلی و همه وزرای سابق، بیشترین نقش را در بروز چنین حوادثی دارند و متأسفانه هیچگاه تعریف دقیقی از شهر، ظرفیت ها، مشکلات و شیوه اداره آن در سطح کلان کشور وجود نداشته است. ‌

باید اعتراف کرد سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور، با وجود برخورداری از بسترهای مناسب، فاقد منابع انسانی زبده در مقیاس مدیریتی و مبانی آن است و علی رغم وظیفه ذاتی خود، هیچ برنامه جامعی برای مدیریت شهری در کشور تنظیم و تدوین نکرده است. در چندین سال گذشته تنها یک الزام ناقص مبنی بر تهیه اسناد توسعه راهبردی عملیاتی شهر و شهرداری تدوین شده است که چون اهمیت این موضع برای مدیران سازمان و شهرداران و اعضای شورای شهر به خوبی تبیین نشده است و هیچ آموزشی در این زمینه ندیده اند، در بهترین حالت حتی اگر این برنامه توسط مشاور واجد صلاحیت تنظیم شود، در عمل مورد استفاده قرار نمی گیرد و درست مانند اکثر مطالعات حوزه مدیریت شهری، در بایگانی شهرداری های کشور، ذخیره خواهند شد.

در سال ۱۳۹۶، هنگامی‌که ‌مشغول تهیه سند توسعه راهبردی- عملیاتی شهر و شهرداری خرمشهر بودم، به دعوت یکی از دلسوزان شهر آبادان،  بارها تلاش کردم اهمیت تهیه این سند برای توسعه آبادان را به شهردار وقت متذکر شوم. بماند که به عنوان یک کارشناس بارها مسیر خرمشهر تا آبادان را طی کردم که با ایشان ملاقاتی داشته باشم. اما زمانی که ایشان را ملاقات کردم،  اهمیت کسب درآمد پایدار بر اساس ظرفیت های شهر، انجام پروژه پیشگام و محرک توسعه و هدایت سرمایه گذاران شهری- که نعمت شهر و شهروندان هستند- را به سوی پروژه های پایدار بر اساس اسناد توسعه راهبردی- عملیاتی شهر و شهرداری- یادآوری کردم. اما نبود آموزش شهردار و شهرداری و نگاه سنتی وی به مدیریت شهری در این زمینه گویا و واضح بود و در نتیجه پس از جلسه هیچ توفیقی حاصل نشد.

در بروز چنین حوادثی، نقش زدوبندهای فردی و اداری در بستری که متأسفانه غالباً به صورت تشکیلاتی فراهم است، مشهود است. اما باید دانست برخی شهرداری های کشور برای کسب درآمد دست به هر کاری می زنند و به عبارتی عملگرا هستند و چون ایده و توان کسب درآمد پایدار و سالم همگام با توسعه واقعی شهر را ندارند، همیشه کوتاه ترین مسیر را برای کسب درآمد انتخاب می کنند که غالباً مسیر اشتباهی است و در این میان بازیچه سوداگران (نه سرمایه گذاران شهری) می شوند.

برای شهرداری آبادان با درجه ۱۱ از ۱۲  و تمام ۱۳۶۷ شهر دیگر کشور، سه طبقه تراکم اضافه در یک ابر پروژه، حکم شوک به بیماری را دارد که او را زنده نگه میدارد، اما حالش را خوب نمی کند.

همچنین؛ تخلف مشهودی در ساختمانی که تنها برای هشت طبقه بار مرده ستون گذاری شده است، با علم بر سستی بستر پی در آبادان، توجیه مهندسی که هیچ، توجیه عقلی هم ندارد. در شهر- سرمایه، زمانی که پول و مناسبات مالی حرف اول را می زند، قطعاً از خیلی موارد می توان چشم پوشی کرد. اما باید دانست پاسخ طبیعت در بدترین زمان ممکن، همه ما را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. سیل گلستان، فارس و خوزستان، فاجعه پلاسکو، قصه آلودگی تهران و ایران، بحران منابع آب و …، همه پاسخ طبیعت به بی تدبیری ماست. فروش طبیعت و حراج شهر است و این نکته ای است که باید به آن معتقد باشیم و باید درکش کنیم تا به آن معتقد شویم.‌

جمع بندی:

  • در ایران بحران مدیریت شهری در یکی از نازل ترین سطوح ممکن در مقایسه با شهرهای جهانی قرار دارد‌ و دردناک تر از تراژدی ریزش یک ساختمان و مرگ هموطنان عزیزمان -که باید برای آن خون گریست- حراج شهر و واگذاری آن به کارنابلدان، عدم آموزش های لازم و عدم پایبندی مدیران در به کارگیری اصول علمی در مدیریت شهری است.‌
  • در مقیاس محلی، متروپل تناسبی با آبادان نداشت. پروژه ای چند صد میلیاردی که به اندازه تمام هزینه هایی که به شهر تحمیل می کرد، نقشی در توسعه زیرساخت های شهری نداشت.  این جنس از پروژه ها، حداقل تا زمانی که بر اساس اسناد توسعه راهبردی شهر تهیه نشوند،  فقط فقر و اختلاف طبقاتی را در شهر دامن می زنند و هویت شهری را خدشه دار می کنند. آبادان پر از ظرفیت برای توسعه گردشگری و بازرگانی و خدمات بین المللی در حوزه پتروشیمی و صنایع تبدیلی و تکمیلی است. ‌آبادان در مسیر توسعه خود ساختمان های لوکس با اسم های بی مسما لازم ندارد. اگر محور مردم هستند، سرمایه گذاران باید به سمت بهداشت شهری، توسعه فاضلاب و  به سازی معابر هدایت شوند‌. هتل بسازند و مراکز گردشگری را تقویت کنند و این الگویی است که در تمامی شهرهای ایران کاربرد دارد . متأسفانه مدیریت شهری ایران دچار واگرایی مفرطی است که اگر برای آن چاره اندیشی نشود، بروز بحران های مشابه دور از ذهن نخواهد بود.
  • برای پیدا کردن مقصران لازم به برگزاری جلسات بی ثمر چندین ساعته نیست. چون جان مردم در میان است، باید با صداقت برخورد کنیم و پشت سر چند اسم و سمت به عنوان مسببان حادثه مخفی نشویم. از منظر کارشناسی در بروز این حادثه، از عالی ترین مقام های گذشته و حال وزارت کشور تا کلیه سازمان ها و نهادهایی که نقش سیاستگذاری، هدایت و نظارت در توسعه مدیریت شهری را دارند، مقصر هستند. قوانین در این حوزه باید به صورت جدی بازنگری و اهرم های بازدارنده و نظارتی تقویت شوند تا زمینه هرگونه تخلف فردی و سازمانی که به قیمت جان هموطنان عزیزمان تمام خواهد شد، مرتقع شود.
  • سرمایه گذاران شهری باید آموزش ببینند و هدایت شوند‌.‌ شهرهای ایران به واسطه برخی از بی تدبیری ها آن قدر آلوده است که زمینه ارتکاب انواع فساد و کار اشتباه در آن فراهم است. حیف است که این سرمایه های مالی و انسانی به جای آن که در خدمت توسعه شهرها و شهروندان قرار بگیرد، ظرفیت های شهری را نابود و مردمش را از آنچه که هستند، غمگین تر کنند.
  • در انتها خطاب به همکاران عزیز باید گفت که پروژه های ساختمانی و شهری مقیاس ناپذیرند. یعنی در مجموعه و شرکت هر اندازه نیرو، سرمایه و تجهیزات هم وجود داشته باشد، باز هم در یک زمان مشخص تعداد بسیار معدودی می توان پروژه به صورت درست و اصولی انجام داد. سرهم بندی چند پروژه به صورت همزمان الزاماً نشانه ای برای برتری نیست و این نباید به عنوان ملاکی برای تفوق و مقایسه شرکت ها بر یکدیگر از سوی دستگاه مدیریت شهری قرار بگیرد.

  • نویسنده : پیمان گیلانی/ شهرساز